اولین باری که خبر نصب دوربین های مدار بسته در مدارس را شنیدم گوینده خبر کوشید آن را تا سلیقه شخصی آقای مدیر تنزل دهد استدلال مدیر یکی از این مدارس این بوده که چون در برخی از هنرستان ها ی دروس کارگاهی تدریس می شود که در کارگاههای ان بعضا تجهیزات گرانبها وجود دارد مانند رشته طلاسازی این کنترل نه تنها مانع ندارد بلکه ضروری است اما مساله جدی تر از این بحث ها و سلیقه مدیرانه است گویی تا آبدارخانه و اتاق استراحت معلمان این کنترل وجود دارد.
امروز دوشنبه ساعت 13 تجمع معلمان در مقابل وزارت آموزش و پرورش در بدو شکل گیری با هجوم نیروهای امنیتی پلیس و لباس شخصی روبرو شد تجمعی که در اعتراض به اجرا نشدن قانون خدمات کشوری و با فراخوان کانون صنفی معلمان در حال شکل گیری بود. برخورد پلیس همرا ه با ضرب و شتم معلمان و نیز توهین و ناسزا بود و تعدادی از معلمان نیز دستگیر شدند اگر چه تعدادی از بازداشت شده ها در طی تجمع آزاد شدند ولی تا آخرین لحظه از آقای بداغی که همراه با ضرب و شتم دستگیر شد خبری نبود. با وجود این برخوردها معلمان بر حق خود پای فشاری کردند و از خیابان سپهبد قرنی تا خیابان طالقانی به راهپیمایی پرداختند تعداد معدود معلمان ، اما مصمم در طی مسیر با دادن شعار هایی از قبیل " معلم می میرد ذلت نمی پذیرد " توجه مردم را به خواسته های برابری خواهانه خود جلب نمودند در طول مسیر اگر مردم از علت این راهپیمایی نمادین سوال می کردند یا قصد پیوستن به معلمان را داشتند با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو می شدند در طی این راهپیمایی نمادین و کوتاه که تا نزدیک پل حافظ به طول کشید پلیس معلمان را محاصره کرده بود تعداد اندک خانم ها در این مراسم و ایستادگی اشان در مقابل پلیس قابل تحسین و در خور توجه بود در نهایت پلیس با دو تکه کردن جمعیت معلمان و تهدید به دستگیری و ضرب و شتم توانست هسته شکل گرفته را متلاشی کند در حالی که به مسولین کانون قول می داد معلمان دستگیر شده را آزاد می نماید .
بی شک کسانی که امروز با مشت و لگد به جان معلم ها افتادند در حالی که معلمان را ناسزا گویان خطاب قرار می دادند که " چرا به خانه هایتان نمی روید ساعت 2 شد می خواهیم به خانه برویم" هرگز در مقابل خانواده خویش علت خستگی خود را نمی توانند توضیح دهند آنها در برابر فرزندانشان که از آنها می پرسد پدر جان امروز چرا انرژی نداری و خسته ای ؟ آنها با کمال شرمندگی حرفی برای گفتن ندارند . اما ما فردا در مدارس بار دیگر به فرزندان آنها خواهیم آموخت که چگونه از حق خود دفاع کنند؟ و باز برای فرزندانشان توضیح می دهیم که حق گرفتنی است و ظلم پایدار نمی ماند و اگر آنها پدران خوبی ! باشند و پی گیر درس فرزندان خود، وقتی با سوال فرزندان خود روبرو می شوند که " راستی بابا ! از حق خود چگونه دفاع کنیم ؟" بیشتر شرمگین خواهند شد .
آری اگر خیابان به زور قدرت باتوم و چکمه در تسخیر شماست قلب کودکان شما در تسخیر ماست هی! آقایی که اتکتت را کنده ای که من نشناسمت ! اگر اتکت هم داشتی و می شناختمت و فرزندت هم دانش آموز من بود سعی می کردم درس شرف و آزادگی را برایش خوب تشریح کنم بی شک بیشتر از دانش آموزان دیگر برایش وقت می گذاشتم تا خلا هایش را جبران کنم مدرسه خانه دوم فرزند توست و ما انجا هستیم با همین افکاری که دیدی و لعن و نفرینی که نثارمان کردی.
پ.ن :در بین جمعیت ، معلم 20 سال خویش را دیدم که با عصا امده بود امیدوارم برایش اتفاقی نیافتاده باشد آخر آقایان دیگر هیچ حرمتی نمی شناسند.
روز
دوشنبه 14/2/88
ساعت 13 الي 15
با حضور در
مقابل وزارت آموزش و پرورش واقع در ميدان فردوسي ، خيابان سپهبد قرني
بر عزم جدي خود براي اجراي بي كم و كاست قانون مديريت خدمات كشوري از زمان مقررتاكيد نمايند
متن کامل را در بیانیه کانون صنفی بخوانید
روز جهانی کارگر است و قرار است تو بمباران شوی . می توانی با سایت ها و بلاگ های همسو با گفتمان مطالبه محور خودت را مشغول کنی . می توانی ادعا کنی مطالبات واقعی ان چیزی نیست که کارگران و زحمتکشان این مرز و بوم بخاطرش بر روی سنگفرش های میدان آبنمای پارک لاله کشیده می شوند در کنار آبنمایی که فواره هایش دیگر نای شکافتن آسمان را ندارند بغض آسمان هم دیگر می ترکد وقتی گریه مادرانی را می بیند که فرزندانشان را زیر مشت و لگد به باد کتک گرفته اند. چه فرقی می کند مادر، مادر است حتی اگر برای تفریح هم آمده باشد تاب نمی کند تا ببیند جوانی را که هم سن فرزند خویش است اینگونه ناسزا گویان سوار ماشینی می کنند که وظیفه اش ارشاد است و چقدر نجیبند زحمتکشان این سرزمین و چقدر تماشاچیان این صحنه ها از نجابت فاصله گرفته اند ای کاش تماشاچی نبودیم.
اما هنوز ادامه دارد قرار نیست بدین سادگی رهایت کنند مگر می شود غروب این جمعه لعنتی بدین سادگی تمام شود اخبار ادامه دارد و تو اینجا حق انتخاب نداری حوادث خود را به تو تحمیل می کنند بحث مسخره ی تفاوت شنیدن با گوش دادن نیست که با بی توجهی از کنارش عبور کنی اگر تکه ای از این مردم باشی می شنوی که دل آرا دارابی را صبح در رشت بدون حضور اولیا و بدون اطلاع وکیلش اعدام کردند . چقدر این واژه اعدام راحت بر زبانمان می چرخد انگار اصل به مرگ است نه زندگی .
باری این تمام اخبار نیست خیل عظیمی از خبرها در راهند نه کارگران اولین و آخرین قشر از زحمتکشان ایران هستند که جواب مطالبات خود را با مشت می گیرند و نه دلا آرا دارابی اولین و آخرین دختر اعدامی است که در سن ارتکاب به جرم ( تازه اگر صحت داشته باشد) زیر 18 سال بوده است خبرها از راه خواهند رسید مثل اس ام اس های سرگردانی که منتظر روشن گوشی مقصد هستند اگر از انسانیت بویی برده باشیم بی تفاوت نمی توانیم از کنار این اخبار بگذریم با این تفاوت که بار دیگر شاید خودمان موضوع این خبرها باشیم.
اما با تمام این اخبار هنوز می توان به دنیایی برابر و آزاد و به جهانی امن تر فکر کرد من امید را از چشمان کودکان معصوم می گیرم از همانهایی که اگر بفهمند افراد زیر 18 سال ، کودک محسوب می شود دوست دارند سن خود را بالا ببرند تا وقتی مجبورند مدرسه را برای کار ترک کنند والدین اشان و یا شاید خواهر یا برادر کوچکترشان فکر نکنند نان آور خانه یک کودک است.
آری معلم با تمام تبعیضی که در حقش روی می دهد و با تمام بی مهری ها که عایدش است این مزیت را دارد که به نقطه امید وصل است به کسانی که فردا را می سازند و می تواند درکی واقعی و عینی از شرایط جامعه داشته باشد به شرطی که در عوالم مالیخولیایی روشنفکری غرق نباشد.
مراسم نکوداشت دکتر خانعلی شهید صنف معلمان روز شنبه 12 اردیبهشت ساعت 16 الی 18 بر سر مزار ایشان در ابن بابویه شهرری توسط معلمان استان تهران برگزار می گردد.